دلتنگ ظهور تو
هر کی دنبال خبر میگرده، بهش بگین داره عشق بر میگرده-انشاالله
٧ تیر ۱۳٩٢   نگارنده: رضوی

متی ترانا و نریک

آقا جان
"کی شود؟" را از شما نباید بپرسم،
باید از خودم بپرسم که کی لباسم را اندازه ی لباسی که شایسته ی دیدار شماست میکنم!
همان لبس تک سایزی که سدمرتضی ازش میگف..
آقا
شما دعامون کن.
چن وقته هواداریتو حس میکنم..



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٩ خرداد ۱۳٩٢   نگارنده: رضوی

 

در زمان غیبت، منتظر به کسی میگویند که منتظر شهادت باشد.
شهید مهدی زین الدین



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۱۸ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

آموخته ام که در غم فراق تو صبر کنم ولی
جان من ارزن، هجر تو سنگ دستاس است
بیا که بازار نیرنگ منحرفان داغ است آقاجان
هرکو برد نام ترا مردمی گویند سیاس است

اللهم عجل لولیک الفرج



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۱٧ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

 

خدا کند که بیاید مسافری که نیامد


                                    و کوچه کوچه بنازم به عابری که نیامد


دوباره مثل گذشته تمام فاصله ها را


                               غزل غزل بنویسم به شاعری که نیامد


همیشه غربت اینجا فقط نصیب دلم شد


                                    شریک غربت من کو مهاجری که نیامد


شکست بغض غرورم درانتظار عزیزی

 

                                      دعا کنیم که بیاید مسافری که نیامد...

 

اللهم عجل لولیک الفرج



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۱۳ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

جمعه را دوست دارم، سحر به رنگ الماس است
 جمعه را دوست دارم، غروب به دلتنگی یاس است
 جمعه را دوست دارم که در هر زمزمه و آوازی
با واژه های شیدایی، کلام " یا ایها الناس "است
جمعه را دوست دارم، می دانم که تو می آیی
آرمان " کن لولیک الفرج " دلواپسی هر خناس است
 جمعه را دوست دارم با دغدغه های بی امان
تمام  بود و نبودم، در شوق التماس است
 جمعه را دوست دارم، ثانیه هایش معطرند
گر حس نشود حضور تو، مشامم نا سپاس است
 جمعه را دوست دارم با تکرار " لیت شعری "
هر کو نداند کجایی، بی خبر ز احساس است
 جمعه را دوست دارم، روز میعاد منتقمان
روز انتقام خون حسین و دست عباس است (علیهم السلام)
جمعه را دوست دارم با چشم های منتظر
روز ابراهیم، عیسی، محمد و الیاس است (صلوات الله علیهم)

اللهم عجل لولیک الفرج

جمعه را دوست دارم بوی یاد تو میدهد
حداقل پیامک ها....
آقا؟...(بازهم خودت میدانی)



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۱٢ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

گل سرخ و سپیدم کی می آیی؟

  



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۱۱ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم

کجایی در شب هجران که زاری های من بینی؟

چو شمع از چشم گریان اشکباری های من بینی

کجایی ای که خندانم ز وصلت دوش می دیدی

که امشب گریه های زار و زاری های من بینی؟

اللهم عجل لولیک الفرج

سلام آقا
بازهم نمیآیی
رمضان آمد
آقا عرض تبریک
شبها که احیا گرفتی آقا
برای آدم شدن ماهم دعا کن
که اینقدر ساده نگوییم اللهم عجل لولیک الفرج
...(بازهم خودت میدانی آقا)



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم

چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.

در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد! 

با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!

هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می‌دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی – هر چند ضعیف – خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!

علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.

مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.

افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان… بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.

اللهم عجل لولیک الفرج

خدای خوبیها و مهربانی ها
ما را بر ایمانمان بر مهدی موعود و بقیه الله فی ارضه مستدام و پیروز بدار
و ما را در زمره گروهی قرار ده که برای امام زمانشان
با خلوص و از دل و جان
دعای تعجیل فرج میکنند.
بحق محمد و آله



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم

گر چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام         
با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوانه ام
گر به ظاهر دورم از درگاه تو ای نازنین         
باز هم مشتاق روی دلکش جانانه ام
از در میخانه ات ای شاهد خوبان مران         
با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام
پرده بردار از رخ زیبا که مشتاق توام          
آن رخ زیبا ندیده، واله و دیوانه ام
پادشاه جودی و ما بنده درگاه تو          
منتظر بر درگهت، زان بخشش شاهانه ام
در میان بحر هجران غوطه ور گشتم ولی          
باز هم در جستجوی گوهر دردانه ام
همچون من هرگز نباشد بر درت پیمان شکن           
لیک با الطاف غیر از تو، شها! بیگانه ام
چون که لطف توست تنها ضامن رسوایی ام          
ور نه آن گردم که افشان در دل ویرانه ام
انتظارت بیش از حد شد، تحمل تا به کی؟          
آفتابا! بهر دیدار رخت پروانه ام
واله و شیدا و مستم لیک، محتاج توام
یک نظر بر من نما، ای عارف فرزانه ام!

اللهم عجل لولیک الفرج

نمی آیی؟
انتقام ز خون حسین پایمال کرده ها نمیگیری؟
عصیانمان فزونی گرفت..
آن سر دنیا خون حسین میجوشد از گناه ما دنیاییان..
اینجا شیرینی روضه هایش میخوریم..
یکی قسم میداد به جان عمه ات اگر منم حجاب آمدنت..
خدا کند فنایم ز دنیا و زمینش..
-خدا نکند باشیم حجاب-
-خدا نکند اگر هستیم حجاب باشیم به زمین-
آقا جان؟ مگر نه اینکه شما مولای مایی؟
هادی ام...



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٧ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی



در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست
بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست
این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع
بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است
با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو
کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع
همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو  
چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست   
ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع
   سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت  
آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع

اللهم عجل لولیک الفرج

آقای خوبی ها
...
در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست...



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٦ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما میشی
مایه آسایی ما میشدی
...

اللهم عجل لولیک الفرج

آقای خوبی ها
کجایی؟
چرا احوال ما نمیجویی؟
چرا ما را نمیابی؟
چرا...؟ (خودت میدانی آقا)

ببخش آقا دست دلم برای نوشتن اینجا رفت...
گفتم شاید از اینجا عبور کنی
خطی بخوانی...
شاید...
آقا؟



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٥ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

یا بقیه الله

چه شود گر بنمائى تو بسویم نظرى
بزدائى ز وفا درد و غم منتظرى
چه شود گر ز ره لطف پناهى بدهى
سر کویت ز کرم، در صحن و در بدرى
من نه آنم که کنم ترک تو و کوى ترا
نگهى کن به دل سوخته و چشم ترى
تو طبیبىّ و به دست تو بود نسخه من
بهر دیدار تو هر سو بنمایم نظرى
درد من را تو دوا گر نکنى گو که کند
مى شناسم تو و غیر از تو ندارم دگرى
آنقدر حلقه درب تو بکوبم شب و روز
آه و فریاد کنم تا که جوابم بدهى
من کسى جز تو ندارم نگرد حال مرا
ده اجازه که به کوى تو نمایم سفرى

اللهم عجل لولیک الفرج



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٤ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

ای کاش که انتظار معنی می شد

بی تابی جویبار معنی می شد

وقتی که سحر شکوفه صبح دمید

با آمدنت بهار معنی می شد....

اللهم عجل لولیک الفرج



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۳ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

 

 

 

 

 

بی تو در محفل ما، شور و صفایی نبود
بر دل ما به خدا، عقده گشایی نبود

ای سراپا همه دیدن، به جز از دیدن تو
درد هجران تو را، هیچ دوایی نبود !

دل بی برگ و نوا را ، به نوایی برسان
که بدون تو مرا برگ و نوایی نبود

دل بی برگ و نوا را ، به نوایی برسان
که بدون تو مرا برگ و نوایی نبود

اللهم عجل لولیک الفرج



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٢ امرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایان شکیبایی

اللهم عجل لولیک الفرج

آقای خوبی ها
ببخش مرا ....
دلت را همیشه بدجور خون میکنم
دلم
آقا... دلم امشب...
هوای تو کرده...
نگو بد کرده
هیچ...
فقط اشکهایی که خدا میگفت...
آنها را اگر شد نگاهی کن
دلم احساس تنگی دارد
کمک میخواهد
ای مولا
صاحبم تویی
شک ندارم
میدانی که درد دلم از کجاست
از کجا مینالم
بگو چه کنم؟
به جانم هر چه باشد چشم میگویم
آقا؟



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم

 

 به انتظار ننشینیم

به انتظار بایستیم

آقا بیا به خاطر باران ظهور کن
ما را از این هوای سراسیمه دور کن
وقتی برای بدرقه ی عشق می روی
 از کوچه های خسته ی ما هم عبور کن
افسرده از هجوم هوس های عالمیم
آقا دل شکسته ی ما را صبور کن
آقا بیا به حرمت مفهوم انتظار
اشعار ساده ی ما را مرور کن
کی می رسد شبی که تو از راه می رسی
این باغ های شب زده را غرق نور کن
یا
صاحب الزمان قدمت خیر ، العجل
یعنی که ، ای تمام عدالت ظهور کن



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم

هرشب به دل غم زده غوغای تو دارم

نقشی به دل از قامت رعنای تو دارم

ترسم که نادیده جمال تو بمیرم

این مسألت از درگه والای تو دارم

گر جلوه کنی یا نکنی حکم تو باشد

اما چه کنم میل تماشای تو دارم

از ذٌره زیانی نرسد مهر فلک را

من ذٌره ای ناچیز و تمنٌای تو دارم

ای یوسف زهرا ، سر بازار محبٌت

با رشته کلافی سر سودای تو دارم



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۱٥ تیر ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

  سروده رهبرانقلاب برای امام زمان(عج)

دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
سپند وار زکف داده ام عنان بی تو

ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبی تر نکرد جان بی تو

چون آسمان مه آلوده ام زتنگ دلی
پراست سینه ام از اندوه گران بی تو

نسیم صبح نمی آورد ترانه شوق
ســــر بهـــار ندارند بلبـــلان بی تو

لب از حکایت شبهای تار می بندم
اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو

چو شمع کشته ندارم شراره ای به زبان
نمی زندسخنم آتشی به جان بی تو

ز بی دلی و خموشی چو نقش تصویرم
نمی گشایدم از بی خودی زبان بی تو

عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم آید از آن شکرین دهان بی تو

گزاره غم دل را مگر کنم چو امین
جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم

در دیار ما که هر کالا به هر جا درهم است 

خوب و بد معیوب و سالم زشت و زیبا درهم است

گر خریداری  کند کالای خوب از بد جدا       

با تشر گوید فروشنده: که آقا درهم است   

مهدیا یاران خوبت را مکن از بد جدا          

رو سیاه و روسفیدش جان مولا درهم است

(اللهم عجل فرجنا مولانا امام زماننا)



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۸ تیر ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

تو کشتی خدا را ناخدایی یا رسوال الله

حبیب اله و ختم الانبیایی یا رسوال الله

هزاران جلد اگر ایات شیطانی شود تالیف

تو بر همان بدرالدجایی یا رسوال الله

ولایت را ولی داری ، وزیری چون علی داری

تو تاج افتخار مرتضایی یا رسوال الله

تو را حق، برتری داده چو زهرا دختری داده

گواه عصمت خیرالنسائی یا رسوال الله

جلال عالمین از تو، حسن از تو حسین از تو

تو استاد شهید کربلائی یا رسوال الله



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۸ تیر ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

عاشق همو ست که با هر پلک زدنی یحیی میکند و یمیت، همو که هجرش هست، إن عذابی لشدید، همو که نمی دانم، بای ذنب قتلت...
ای عشق،
به نگاهت مبتلایم کن
در چشمانم چند سالی است خشک سالی شده
هیچ بارانی نمی بارد
وضعیت دلم به مرز هشدار و اضطرار رسیده
چند سالی است که به علت آلودگی دل، مدرسه عشق بازی با تو را تعطیل کرده ام
دیگر نه سحری دارم نه نماز شبی نه کمیلی نه زیارتی!
من شاید یادم رفته ولی تو به یاد داری شبهایی که با تو خلوت میکردم...
ولی حالا آنقدر دور شدم که چشمانم هم قادر به دیدن دور نیست.
می شنوی؟
دارم بی تابی های دلم را میان این واژه ها فریاد می زنم.
دارم در فضایی که هوای تو نیست، نفس می کشم!
به کدام آیه قسم بخورم.
نمی خواهی بگویی به "کاف،ها،یا،عین،صاد" قسم بخورم که؟!
کدام لحظه را سوگند دهم؟!
کویر های ترک خورده دلمان بس نیست؟!
با التهاب رویا هام چه کنم؟
تقویم هایمان در ماه های محرم و صفر خاک گرفته،کی برای انتقام این روزهای خاکی می آیی؟
به خدایت شکایت بردم..الهی الیک اشکو فقد نبینا و غیبة ولینا و کثرت عدونا و قلت عددنا..
اگر در این لحظه لحظه های اجابت جاریشان نکنم،کی قادر به این کار خواهم بود؟
به خدایت شکایت کردم از نبودن پیامبرش، از غیبت سر به فلک کشیده تو، از زیادی دشمنان و کم شدن محبان...

از:پیروان امام و رهبری



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٧ خرداد ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

مرحوم دولابی می فرمایند: پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند.


یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید. یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند. یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم.

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد. هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که آقاش همین ‌جاست. توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم.

آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است، ناراحت نمی‌شود وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد....

ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد.
.
.
.
"زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش"

شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش.

نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن.

خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید.

از: آنتی بی سی



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

ای که تمام هستی ام از توست!

"هرچند دنیا برقرار دلم نمیچرخد ، اما عمریست که بی قرار تو میچرخم!"

ببار ، بر من ببار که باران لطف تو رنگین کمان هزار رنگ قلب هاست.

ببین، آشیانه پرندگان مدت هاست که خراب شده است . کوچه ها بوی خدا نمیدهند.

همه چیز زیر بار دنیا رفته است ، حتی نگاه خورشید به غنچه های نشکفته . . .

جهان ، آسمان را از یاد برده و قتل عام کبوتر ها لذت بخش ترین کار شکارچیان زمانه شده است.

عروسک های خیمه شب بازی می بازند تا بهانه ای برای آمدن سمت تو نداشته باشند.

خیال آرزوهای بارانی ام با تابشی از مضمون خورشیدی تو آب میشود .

گمشده ام ، مژدگانی پیدا شدنم بندگی توست . پیدایم کن .

میخواهم برایت بگویم که تارای کهکشان بی تو نوری ندارد و من تمام حواسم را به تو می سپارم.

دست هایم را رها نکن که راه تو فراموشم میشود .

هوایم را داشته باش که بی هوایت ... نابود میشوم ! ای همه دارایی من !

+ پراکنده گویی هایم نشان از تو دارد . بی نشانی ام نگذار ...

____________________________________

کجاست جای تو در جمله ی زمان که هنوز...
که پیش از این؟ که هم اکنون؟ که بعد از آن؟ که هنوز؟

چه قدر دلخورم از این جهان بی موعود؛
از این زمین که پیاپی ... و آسمان که هنوز...

جهان سه نقطه پوچی است، خالی از نامت؛
پر از «همیشه همین طور» از «همان که هنوز»

همه پناه گرفتند در پی «هرگز»
و پشت «هیچ» نشستند از این گمان که «هنوز»

ولی تو «حتما»نی و اتفاق می افتی!
ولی تو «باید»ی ای حس ناگهان که هنوز...

در آستان جهان ایستاده چون خورشید؛
همان که می دهد از ابرها نشان که هنوز...

شکسته ساعت و تقویم، پاره پاره شد
به جست و جوی کسی، آن سوی زمان، که هنوز

محمد سعید میرزایی

...مریم خوبیها...



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٦ اردیبهشت ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

وقتی گفته می شود ایام فاطمیه(س) بلافاصله این را برداشت کنیم که؛

« ایام جلو بیشتر فاطمه(س) در عمق، بصورت زمینه سازی ظهور »



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٢۸ فروردین ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

 

بنی اسرائیل ، موسی را تنها گذاشتند ،گفتند: تو و پروردگارت بروید؛ ما اینجا نشسته ایم.   موسی گفت: پروردگارا ! من جز خودم و برادرم را در اختیار ندارم. بین ما و این جماعت نابکار جدایی افکن. پروردگار فرمود :(بر آنان حرام شد ،چهل سال در زمین سرگردان شوند ،و بر فاسقان اسفناک مباش! )

و نامردان علی(ع) را تنها گذاشتند. علی ماند و فاطمه. گفتند: حق با شماست. بروید و بجنگید که اگر پیروز شدید به شما خواهیم پیوست.

علی (ع) فاطمه(س) را بر چارپایی نشانده بود و خانه به خانه همراه می طلبید. گفت: خدایا !جز خودم و فاطمه را در اختیار ندارم . فاطمه(س) خدا را شاهد گرفت که از آنان غضبناک است. علی(ع) گفت: خدایا! مرا از اینان بگیر. فاطمه(س) گفت: الها! وفاتم را برسان.

و این چنین شد که (بر آنان حرام شد در زمین سرگردان شدند. غیبت آغاز شد و بر فاسقان اسف نباید خورد!)

خداوند رسولش(ص) را و خاندان رسولش(ص) را فرستاد. رحمت للعالمین بودند و از همین رو، امتشان، امت مرحومه. خداوند فاطمه(س) را فرستاد تا دردانة این منظومه باشد و رضایتش را در رضایت او قرار داد و غضبش را در غضب او .مسلمین در سایة رحمت پروردگار بودند تا اینکه فاطمه(س) را آزردند؛ فاطمه(س) را به خشم آوردند. رحمت فروختند و غضب خریدند. گم شدند در بیابانهای حیرت و ضلالت سر گردان شدند. خداوند بر آنان خشم گرفته بود؛ آنان فاطمه(س) را آزرده بودند. اینک آنان فاطمه(س) را گم کردند.  گفتند مزارش نا پیدا است؛ غایب است .امامشان را گم کردند. گفتند نا پیدا است؛ غایب است.

تاریخ می گوید همه فاطمه(س) را گم نکرده بودند. در دل شب آنگاه که مردمان، مردم غافل از فاطمه(س) خفته بودند، هفت تن در جوار پیکر فاطمه(س) بودند و نگاهشان به گام های علی(ع) بود. بعدها هم همینان مزار فاطمه(س) را می شناختند.

امروز هم همه، امامشان را گم نکرده اند. در سجاده های نیمه شب ها، در هیاهوی روزها، آنگاه که مسلمین، مسلمین غافل از امام، در بیابان های حیرت و گمراهی، در بی خبری و غفلت سرگردانند هستند کسانی که از امامشان دور نیستند.
دیروز فاطمه(س) را آزردند، رحمت از ما گرفته شد. امروز بازگردیم؛ دل فاطمه(س) را بدست آوریم؛ که این شاهراه رسیدن به رحمت است. فاطمه(س) را شادمان سازیم که خدا از ما شادمان شود. با فاطمه(س) باشیم تا با اماممان باشیم. تا از سرگردانی نجات پیدا کنیم. آنان که با فاطمه(س) بودند و اینان که با امامشانند، اگر چه در روزگار ظهور نباشند روزگارشان را به حضور می گذرانند. 

پس بیاییم:

 نمازهایمان، دعاهایمان، شب زنده داری هایمان یعنی هیچ خود را به او هدیه کنیم، تا در حضور باشیم. زیرا که او کلید دار ظهور است و رضایت خدا در رضایت اوست.

 برگرفته از: گوهر کمال



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۱٦ فروردین ۱۳٩٠   نگارنده: رضوی

اللهم عجل لولیک الفرج

هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام

جانم به لب رسیده بیا یار جانی ام


از باد ها نشانی تان را گرفته ام
 

عمری است عاجزانه پی آن نشانی ام


طی شد جوانی من و رؤیت نشد رخت
 

" شرمنده جوانی از این زندگانیم"


با من بگو که خیمه کجا می کنی به پا
 

آخر چرا به خاک سیه می نشانی ام


در این دهه اگر چه صدایت گرفته است
 

یک شب بخوان به صوت خوش آسمانی ام


در روضه احتمال حضورت قوی تر است
 

شاید به عشق نام عمویت بخوانی ام


هم پیر قد خمیدگی زینب توام
 

هم داغدار آن دو لب خیزرانی ام


این روزها که حال مرا درک می کنی
 

بگذار دست بر دل آتشفشانی ام


در به دری برای غلام تو خوب نیست
 

تأیید کن که نوکر صاحب زمانی ام


عباس احمدی



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
۱٠ اسفند ۱۳۸٩   نگارنده: رضوی



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
٢٦ بهمن ۱۳۸٩   نگارنده: رضوی



برای تعجیل در ظهور، بیایید هرکداممان یک گناه نکنیم
درباره وبلاگ

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه و حفظ قاعدنا امام الخامنه ای.
صفحات وبلاگ
RSS Feed